انتشارات ستاره جاوید منتشر کرد

انتشارات ستاره جاوید منتشر کرد 

۱_درلحظه دلواپسی(غزلیات عاشقانه)غلامرضا ابراهیمی(رضای بیرجندی),رقعی شومیز,70صفحه,

قیمت 12500تومان

۲_در کوچه باغ نور(غزلیات آیینی)غلامرضاابراهیمی(رضای بیرجندی),رقعی,شومیز,70صفحه, قیمت 12500تومان 

3- در کوچه باغ بیرجند(غزلیات عاشقانه)غلامرضا ابراهیمی(رضای بیرجندی),رقعی شومیز,72صفحه,

قیمت 12500تومان

شما میتوانید این کتابها را از آدرس های ذیل تهیه کنید:

۱-دفتر انتشارات ستاره جاوید, تهران 

خیابان امام خمینی بین خ رودکی و خ خوش کوچه شهید رحیمی بن بست امیری پلاک10 واحد 3

تلفن:66367663

2-فروش اینترنتی کتاب در سایت  انتشارات ستاره جاوید

www.setarejavid.com

مردی ازجنس باران ابوالقاسم وردیانی

 

برای دوست و استاد عزیز جناب آقای وردیانی به خاطر تمام خوبی هایش

مردی ازجنس باران

 

 

درکوچه باغ نور من ابری هراسان

تند و شتابان آمده با لطف یزدان

لبریزبارانِ غزل از چشمه های

مستفعلن،باریده برقلبم چه آسان

درکوچه باغ نور من آیا کسی هست؟

مردی شبیه من و یا همجنس باران؟

فانوس دارد نیمه شب آن مرد شاعر

روشنگری ها می کند تاحد امکان

آئینه دارد قلب من آیا نگفتم

پژواکِ عرفان دیده ام درچشمهاتان!

فانوس چشمان شما آیا نتابید

بربرگ برگِ دفترم ای بهتر از جان

همراهیم کن ای نیاگارای احسان

لبریز بادا سینه ات ازعشق و ایمان

27/7/92 تهران                                                               ازدفتر در کوچه باغ نور

 

به یاد مولانا

به یاد مولوی 

 

 

 

آتش عشق جلال الدین من

شعله ی پاک دل مسکین من

 

ای که با عشقت معمّا بوده ای  

غم ببر از این دل غمگین من

 

تو به بالا می روی با های و هو

های و هوی تو شود تسکین من

 

(يكشب آتش در نِیِستان میفتاد)

شور و غوغا در دل عاشق نهاد

 

از نِیِستان شما بادی وزید

بر نِیِستان دلم آتش رسید

 

پاره  ای از آتشِ عشقِ شما

گوئیا  افتاده برپرچین من

 

(اندک اندک جمع مستان آمدند) 

جمع یارانِ دِلِ فردین من

 

(ما زبالائیم  و بالا می رویم)

از زمین تا آسمانها می رویم

 

پربزن در آسمانها مولوی

آسمانها کشور ماچین تو

 

ماورای کهکشانها می رود

نغمه های شعر آهنگین تو

باران مهرِ

باران مهرِ

 

امشب به یادتو بسیار گریه می کنم  

برجسم لاغرِ تب دار گریه می کنم

 

باران مهرِ تو بر شاخسارِ قلبِ من

بارید، وقتِ سحر زار گریه می کنم

 

ازدرد پای شما گُرگرفته سینه ام  

براین مفاصلِ بیمارگریه می کنم

 

امشب که شورغزل بردلم حواله شد

تنها به یاد تو دلدار گریه می کنم

 

گفتی خدای نگهدارمادرم، و من

بادیده ی خونبار گریه می کنم

 

(مرضیه) مادر من ،نازنین روزگار 

هرشب زدرد تو بسیار گریه می کنم

به مراسم شب هفت پریزاد خوش آمدید

 

ما همه از خدائیم و به سوی خدا بازخواهیم گشت سرکار خانم دکترزهراپیشرفت شاعر ادیب نویسنده ومادری مهربان فرزند مرحوم استاد هادی پیشرفت به سرای باقی شتافت روحش شاد

 پریزاد برکه نوربانوی آئینه هاشراب آسمانی


سلام دوستان عزیز

برآن شدم تا دراین مدت کوتاهی که از آشنائیمان با پریزاد می گذرد تعدادی از کامنتهای او را مرورکنم

برای من هم جالب است و هم پند آموز و صدالبته بسیار دردناک چون دیگر پریزادی نیست که برایم کامنت بگذارد

نمی دانم چگونه و چطور و توسط چه کسی پریزاد راپیدا کردم فقط یادم هست که یک بار به وبلاگ آب و آینه رفتم و از ایشان برای اولین بار دعوت کردم تا به وبلاگ من بیاید واین آغازی بود که  تا الآن ادامه پیداکرده است.............

واین اولین کامنت پریزاد عزیز بود که برایم به یادگار گذاشت

یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت: 2:36

توسط:زهرا پیشرفت

 

رضا جان سلام
از حضورت در آب و آينه و دعوتت سپاسگزارم
شعر ت خيلي محزون بود
پس تو هم همچون آلاله ها دل خون جنگي.
دل باراني ِ من هم در غم تو گريست
دانيال و علي چراغ روشن خانه ات.

 

وقتی که برایش در وبلاگم جشن تولد گرفتم 

اینجا را کلیک کنید تولدت مبارک پریزاد

شنبه 14 آذر1388 ساعت: 7:57

توسط:پريزاد بركه نور

 

سلام آقاي دكتر عزيز
از اين همه محبت پاك و خالصانه شما واقعن شرمنده ام و
در مقابل اين همه توجه و مهرباني زبانم قاصر است
فقط مي توانم بگويم به خاطر داشتن دوست صادق و
بي ريائي چون شما
از ته دل خدا را شاكرم
همه لحظات زندگي تان سرشار از شادماني

 وب سایت   ایمیل

 وقتی به یاد استاد رنجی مثنوی کوتاه( الا ای نازنین رنجی ) راسرودم

به یاد استاد هادی رنجی

چهارشنبه 18 آذر1388 ساعت: 21:29

توسط:پريزاد بركه نور

 

سلام دكتر مهربان و عزيز
نميدونم بايد چي بگم؟
اين همه صداقت و خلوص شما مثال زدني ست
من هميشه شرمنده لطف شما هستم
خدا همه پدران از دست رفته را ميهمان خوان كرم و لطف خود و سفره پر بركت سيدالشهدا بگرداند.
مهرتان مستدام

 وب سایت   ایمیل

 وقتی برای استاد رنجی سالگرد گرفتم

 اینجا را کلیک کنید     چهل نهمین سالروز وفات استاد هادی پیشرفت

 

شنبه 1 اسفند1388 ساعت: 23:49

توسط:زهرا پيشرفت

سلام دكتر عزيز
ممنونم كه كه در آستانه سالگرد رحلت پدرم از او ياد كرديد
آرزو مي كنم كه روح بلند پدر و مادر از دنيا رسته و به حق پيوسته شما نيز
در بارگاه ملكوتي حضرت عشق قرين آرامشي جاودانه باشد
باز هم سپاس

 وب سایت   ایمیل

 

 واین آخرین کامنت پریزاد برکه نور بود

یکشنبه 21 شهریور1389 ساعت: 21:47

توسط:پریزاد برکه نور

 

دوست گرامی سلام

صنـــــوبــــر صبــــــــــــــــــر به روز شد .
منتظر حضور همیشه سبزتان هستم .

 وب سایت   ایمیل

 و اخرین کامنت من قبل از رحلت ایشان

 رضا

چهارشنبه 6 بهمن 1389 02:49 ق.ظ

سلام پریزاد برکه های نور
ببخشای بر رضا که مدتی گرفتاربودم
همیشه برکه ات سرشار از نور اللهی باد
و همیشه غزل هایت نقل مجلس دوستان
تنت از بلایا به دور باد
وقتی تشنه ی نور الاهیت میشوم به سراغت می آیم تا تو جامی از نور به رضا بنوشانی
ارادتمند همیشگی ات
رضا

http://www.rek.blogfa.com

پاسخ پریزاد   : سلام بزرگوار
سپاس از این همه لطف و مهربانی
خوشحالم کردید ...

 واینجا هم تمام کامنتهای پریزاد

فردا ساعت ۱۰ صبح برمزارش واقع در بهشت زهرا تهران قطعه ۳۰۱ ردیف ۸۷ گرد هم می آییم ویادش راگرامی می داریم

شما هم می توانید از راه دور با قرائت فاتحه و صلوات باعث شادی روح آن مرحومه شوید

روحش شاد

مسافرتنها

   مسافرتنها

مسافری تنها هستم

که از راهی بس دور آمده ام

نمی دانم در این سراچه

چقدر توقف خواهم داشت

اما می دانم

دیری نخواهد پایید

سر سوزن ذوقی دارم

و انگشتانم می نویسند

هر آنچه را که اراده می کنم

در این شهر غریبم

آیا کسی هست جرعه آبی به من دهد

و لختی کنار سایه این بید بلند بیاسایم

آهای آدمها .....

من از کاروانی باز مانده ام

آیا ندیدید کاروانی از این نزدیکی ها بگذرد

مسافری گفت :

روزها پیش کاروانی گذشت

گفتم کاروان سالارش که بود ؟

گفت عشق

گفتم به کدامین سو رفت ؟

گفت :به آن صحرای دور

گفتم چیزی نگفت؟

گفت :" كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش

                              كي روي ره ز كه پرسي چه كني چون باشي "

خط هاي جغرافيا

      خط هاي جغرافيا

  

ایران و افغانستان

تاجیک و ازبکستان

خراسان قدیمه

حکمت بی بدیله

 

کوه و دشت و صحرایش

باغ و راغ و دریایش

انسانهای فهیمش

مردمان رحیمش

 

شیندند با صفایش

پنجشیر باوفایش

دره های بلندش

کوه هزار مسجد

پامیر باصفایش

کوه بلند بابا

میاد کنار دنا

 

هم زابل و تخارش

هم مشهد و حصارش

هم گنجه و هراتش

غزنی و شهسوارش

بیهق و سبزوارش

 

فراه و هیلمندش

بجنورد و بیرجندش

سمرقند و خجندش

قندوز و ننگرهارش

 

شیراز باصفایش

تبریز باوقارش

کابل و قندهارش

دوشنبه و تهرانش

راز گلای باغش

 

اینها همه یکی بود

کشورشون یکی بود

دشمن اومد خط کشید

خط های ممتد کشید

 

زبان ما پارسیه

پارسی همون دریه

چرا باید جدا باشیم

اسیر این غمها باشیم

 

پاشيد با هم جمع كنيم

تكه هاي پازل رو

كنار هم بچينيم

ايران هاي كوچيك رو

به سمت هم بياريم

دلهاي غمديده رو

 

خداکنه یه روزی

دلها همه صاف بشه

پر از تمنا بشه

خط های جغرافیا

همش بشه  ناپیدا

جاده هاشو صاف کنیم

شهرا شو آباد کنیم

ایرانای بزرگ را

همیشه دلشاد کنیم

درياي طوفاني

 درياي طوفاني

در اين درياي طوفاني

چرا اي دل پريشاني

براي بستن پايم

فلك زنجير مي خواهي؟

غل و زنجير مي خواهي؟

نمي دانم  تو مي داني

كه تا راحت شوم روزي

از اين دنیای نفساني

تو اي هوشم برو گاهي

كه ازدستت دل آزارم

كمي سرگيجه مي خواهم

كه تا مهمان كند من را

دراين شبهاي نورانی

 

تو اي خورشيد آرامش كجايي؟

بتابي بر تنم تا مي تواني

كه تا جاري شود خونم

ازاين رگهاي زنداني

مرا ازاين هياهووارهان

اي عشق

تا پرم چون كبوتر بچه اي

در آسمان آبي واوج غزل خواني

 

یک آسمون ستاره

ازاستاد عزیز سید محمد رضا هاشمی زاده که با صبر و حوصله و متانت طبع نقدی برکتاب "یک آسمون ستاره" که  مجموعه ای از دلنوشته های اینجانب در وادی شعر وترانه است نوشته اند سپاسگزاری می نمایم و برایشان از خداوند سبحان سلامتی و طول عمر را خواستارم

 ترانه ی یک آسمون ستاره را به یاد حضرت صاحب الزمان(ع) سرودم

     یک آسمون ستاره

 

یک آسمون ستاره

داره رو من می باره

می خواد من و ببخشه

لطف خدا دوباره

********** 

دنیا ز دوری تو

مثل یه زندان شده

دو چشم نازنینم

همیشه گریان شده

 

از من تو رو مگردان

به من بکن اشاره

بر دل من گواهه

این قلب پاره پاره

 

جمال زیبای تو

هرگز ندیده ام من

ای یار خوش قواره

من رو سیاهم اما

الآن دیگه بهاره

من کوه مشکلاتم

بکن تو راه چاره

 

نسیم مهرورزی

من را کنون خبر داد

آتش به خرمنم زد

آن عشق پر شراره

******* 

آیا شود که من هم

روزی ببینم او را

آن دولت سخاوت

آن شاه با عدالت

آن یار گلعذاره

 

به بهانه 4 اسفند سالروز وفات استاد هادی پیشرفت

     

چهل و نهمین سالروز وفات استاد هادی پیشرفت 

 استاد هادي پيشرفت متخلص به "رنجي"در سال 1286 شمسي در تهران به دنيا آمد وي هنوز كودكي را پشت سر نگذاشته  و مشغول آموختن خواندن و نوشتن بودكه مجبور شد تحصيل را رها ساخته و صنعتگري را پيشه خود سازد و هنوز به سن بلوغ نرسيده بود كه متحمل معاش مادر و خواهران و برادرش شد
       گفتن شعر را از مرثيه و از ده دوازده سالگي شروع كرد .مرحوم "شكوهي" و "مشكين" از تشويق كنندگان و استادان آن زمان وي به شمار مي روند وي همينكه اوزان صحيح و سنگين را شناخت به سرودن انواع شعر پرداخت و وقتي اشعار خود را قابل عرضه در انجمن هاي ادبي تشخيص داددر اين محافل شركت كرده و شعرهاي خود رادر معرض نقادي سخن شناسان قرار داد.
       طولي نكشيد كه هم خود و هم دوستان سخن سنج او پي بردند كه وي استعداد غريبي در غزلسرائي دارد به همين دليل وي بيشترين توجه خود را معطوف به غزل نمودو انصافا در اين زمينه حيرت همگان را برانگيخت . وي ازسبك هندي پيروي كرده و از شعراي پيشين به "صائب" و "حافظ" ارادتي خاص داشت.
        وي مردي آزاده و وارسته بود هيچ يك از دوستانش به ياد ندارند كه گرد كدورتي از او بر دل داشته باشند او بسيار گشاده دست و بخشنده بود از مال دنيا خيلي بهره مند نبود اما هرچه داشت همان را با ديگران تقسيم مي كرد.
       وفات اين شاعر آزاده در ساعت هشت صبح روز پنجشنبه چهارم اسفند ماه سال يكهزارو سيصدو سي ونه به علت سكته قلبي در سن 53سالگي در بيمارستان ويلاي تهران اتفاق افتاد آرامگاه ابدي مرحوم رنجي در ابن بابويه تهران در مقبره خانوادگي و كنار مزار مادرش مي باشد از زنده ياد رنجي هشت فرزند دو پسر و شش دختر به يادگار مانده است .

     ديوان زنده ياد "رنجي"به همت دوستان وي از جمله"استاد مشفق كاشاني" و به همت انتشارات"زوار" به چاپ رسيده است.

ما را دل از كشاكش دنيا شكسته است
اين كشتي از تلاطم دريا شكسته است
تنها ننالم از غم ايام و جور يار
باشد مرا دلي و ز صد جا شكسته است
اي گل برون نياوردش سوزن مسيح
خاري كه عشق تو به دل ما شكسته است
از آنچه پيش دوست بود در خور نثار
تنها مرا دلي بود اما شكسته است
اين حسرتم كشد كه زمرغان اين چمن
بال من فلك زده تنها شكسته است
بس نادر اوفتد كه بماند دلي درست
زان طره شكسته كه دل ها شكسته است
هر چيز بشكند زبها اوفتد ولي
دل را بها و قدر بود تا شكسته است
خواهي اگر به درگه مقصود سر نهي
دست از طلب مدار گرت پا شكسته است
"رنجي" كجا روم ز سر كوي او كه من
پاي جهان دويده ام اينجا شكسته است

روحش شاد